X
تبلیغات
سید خراسانی در عصر ظهور
 
 به سايت  سید خراسانی در عصر ظهور  خوش آمدید    اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله 
       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» سوره نساء ایه 148
مهمترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۲ انتخاب شد بیست و هفتم اسفند 1392
روايت "ساینس مانیتور" از آیت اللهِ آهنین ایران بیست و هفتم آذر 1391
بیانات امام خامنه ای در شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران دهم شهریور 1391
تلاش‌هایی که رهبر انقلاب برای جلوگیری از حذف سران اصلاحات کردند شانزدهم اسفند 1389
بیش از 1600 مقاله پیرامون مقام معظم رهبری در دسترس علاقمندان قرار گرفت بیست و هشتم مهر 1389
رمزگشايي از پرچم هاي سياه در سایت ظهور بسیار نزدیک است بیست و چهارم شهریور 1389
تضمین آیت الله بهجت به امام خامنه ای سیزدهم شهریور 1389
نظر ابن سینا درباره اطاعت از ولایت فقیه سیزدهم شهریور 1389
شعیب بن صالح کیست؟ سیزدهم شهریور 1389
امام خمینی : بعد از من كسي خواهد آمد كه پرچم را به دست حضرت مهدي خواهد داد سوم شهریور 1389
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
آلبوم تصاویر بقیع
زیارت بقیع
هیات مجازی بقیع
عضویت در سایت بقیع
نوای بقیع
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب سایت
اسفند 1392
آذر 1391
شهریور 1391
اسفند 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
فروردین 1382
 
موضوعات

سید خراسانی و جبهه نرم

سید خراسانی و اصلاح الگوی مصرف

سید خراسانی کیست؟

سید خراسانی و تاریخ خراسان

سید خراسانی و رهبری

سید خراسانی و پرچمهای سیاه

سید خراسانی و نوآوری

سید خراسانی و شکوفایی

سید خراسانی و مهندسی فرهنگی

سید خراسانی و جنبش نرم افزاری

سید خراسانی و اتحادملی

سید خراسانی و انسجام اسلامی

سید خراسانی و شبیخون فرهنگی

سید خراسانی و نظام سلطه

سید خراسانی و سید حسنی

سید خراسانی و رهبری ایران

سید خراسانی و مرجعیت شیعه

سید خراسانی و زندگینامه

 
امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 waiting.ir admin
 

 


نقدی بر مقاله شعیب بن صالح نوشته علی اصغر

در ابتدا عرض کنم خدمت همه دوستان و خوانندگان این سایت و سایت ظهور که هدف از نقد نوشته ، کوبیدن آن نیست و نقد لزوما به معنای ایراد گیری و به اصطلاح تخریب نویسنده نیست. نقد به معنای جدا کردن سره از ناسره و گفتن نقاط قوت و ضعف نوشته است . در نقد باید منصف بود و به سوالات متعددی پاسخ داد :

  •  چرا ، چگونه و تا چه اندازه این نوشته مقبول بوده است؟
  •  نکته اصلی نویسنده چه بوده ؟
  • هدف اصلی او از نوشتن مقاله یا کتاب چه بوده است؟
  • مخاطبان مورد نظر وی چه کسانی هستند؟
  • نویسنده در پیشبرد نکته اصلی از چه مسیر استدلالی پیروی می کند؟
  • در پشتیبانی از هدف خود از چه شواهدی بهره می گیرد؟
  • پیش فرضها یا پیش داوریهای نویسنده کدامها هستند؟
  •  

همچنین در نقد صحیح باید نوشته را به درستی ارزیابی کنیم و مشخص کنیم که :

  • آیا نوشته منطقی بود؟
  • آیا بحث نویسنده از دیدگاه اصلی وی پشتیبانی می کند؟
  • آیا نوشته و متن با هدف نویسنده و شواهد مطابقت دارد؟
  • آیا شواهد کافی در تایید بحث وجود دارد؟
  • آیا نویسنده به هدف خود رسیده است؟
  • آیا واکنشهای خوانندگان به این نوشته منطقی است؟

 ***********

لازم به ذکر است نویسنده این سطور خود از طرفداران ولایت آقا سید علی و دوستداران و هواداران دکتر احمدی نژاد بوده و نگاهی به مطالب سایت می تواند به خوبی خط فکری نویسنده را مشخص کند و لذا از دوستان چه موافق و چه مخالف این بحث ، تقاضا می شود بدون پیش داوری و پیش فرضها همه مطالب را تا آخر مطالعه کرده  و سپس به سراغ بخش نظرات بروند .

 همچنین از نویسنده یا نویسندگان مقالات سه گانه شعیب بن صالح تقدیر و تشکر کرده و امیدوارم این نقد را دلیل حب و بغض شخصی نسبت به دکتر و یا نویسنده و نویسندگان مقاله تلقی نکرده و بر طبق اصول نگارش هر نوشته ای چه خوب و چه بد ، چه ضعیف و چه قوی نیاز به نقد دارد.

 همانطور که می دانید پس از انتشار این مقالات واکنشهای متعددی در فضای مجازی و خبرگزاریها و سایتهای مختلف نسبت به این مقاله نشان داده شد که بعضا بدون مطالعه محتوا و تنها با دیدن تیتر به سراغ نتیجه گیری رفته و واکنشهای شدیدی در برخی سایتها به آن نشان داده شد که از نظر نویسنده این سطور این واکنش منفی نیز منطقی نبوده و حداقل نقد کنندگان می بایست دلایل تفصیلی خود را بر اساس داده های مقالات بررسی و نقاط ضعف و نقاط قوت آن را شناسایی می کردند. ظاهرا هنوز نقد در عرصه مطبوعاتی ما جایگاه خود را نیافته و همواره به نقد با نگرش منفی و سلبی آن برخورد می شود در حالیکه نقد یک نوشته اگر بر اساس اصول منطقی و صحیح باشد می تواند کمک زیادی به نویسنده و خوانندگان مقاله بنماید.

 اینجانب حتی طی کامنتی در سایت "الف " از تند روی سایت مذکور در کوبیدن این مقاله اعتراض کرده و دعوت به نقدی منصفانه کردم ولی ظاهرا تا کنون کسی در فضای مجازی این مقالات را بطور صحیح نقد نکرده است لذا برای جلوگیری از  ادامه تنشها و واکنشها، لازم دیدم این مهم را به دوش بکشم. امیدوارم بتوانم در همه مراحل نقد از عدالت خارج نشده و با نقد منصفانه این مقالات بتوانم به هدف مورد نظر یعنی کمک به نویسنده و خوانندگان مقاله بنمایم.

 هدف نویسنده مقالات سه گانه شعیب بن صالح که به قولی در 150 صفحه نگاشته شده اثبات این موضوع است که دکتر احمدی نژاد همان شعیب بن صالح در روایات آخر الزمان است.

لذا از دید نویسنده شعیب بودن دکتر نه یک فرض بلکه یک اصل غیر قابل انکار می باشد و لذا مقاله از نوع مقالات اثباتی و نه تحقیقی است. یعنی نویسنده در ابتدا یک نتیجه (هدف ) را مشخص کرده و آن اثبات شعیب بودن دکتر است و سپس بر اساس این نتیجه گیری به دنبال شواهد رفته و سعی نموده در چند بخش متفاوت یعنی ویژگیهای مومنان و صالحان  و سپس ویژگیهای شخصی و خصوصی دکتر و خدمات و کارهای خوب ایشان و بیان دستاوردهای سنوات خدمتگزاری دلسوزانه ایشان و در بخش دیگر با استفاده از احادیث موجود در کتب مختلف این هدف را استنتاج کند که دکتر احمدی نژاد همان شعیب بن صالح ذکر شده در روایات بوده و هیچ شک و شائبه ای در این موضوع نیست.

به لحاظ منطقی این مقالات سه گانه را نمی توان در زمره مقالات تحقیقی محسوب کرد و لذا فاقد ارزش مقاله تحقیقی است زیرا در مقاله تحقیقی نویسنده ابتدا فرضیه را طرح می کند و سپس برای فرضیه خود به سراغ دلایل می رود و در مرحله بعد دلایل و شواهد را با فرضیه تطبیق می دهد و سپس بطور غیر مستقیم استنتاج می کند و در نهایت ذهن خواننده را با استنتاج  تنها می گذارد تا خواننده خود نیز به نتیجه مطلوب دست یابد. در یک مقاله تحقیقی همواره نویسنده و یا محقق باب تحقیق را نمی بندد و نتیجه را قطعی و صد در صد تلقی نمی کند بلکه این حق را به خود و خواننده می دهد که با گذشت زمان و در صورت پیدا شدن شواهد جدید ، نتیجه مقاله و یا فرضیه آن ، در جهت هدف نویسنده اصلاح گردد.

از نمونه های خوب مقالات تحقیقی که در زمینه تطبیق شخصیتهای عصر ظهور نوشته شده می توان به مقالات جناب "خادم الامام" در سایت "وعده صادق" اشاره نمود . مقالات" فراماسونری و دجال" و "شاه اردن از زاویه ای دیگر" نیز از کارهای موفق گروه مقالات تحقیقی می باشد که با رعایت کامل احتیاط در بیان و شرح روایات و تطبیق صحیح آن بر فرضیات مطرح شده در نظر نویسنده ، نوشته شده و در نهایت نویسنده نظر خود را بر خواننده تحمیل نکرده بلکه احتمال تغییر فاکتور ها و نتایج مقاله را می دهد و در حقیقیت به ذهن و درك خواننده مقاله احترام گذاشته و او را صاحب رای و عقیده و تفکر دانسته است.

نکته دوم اینکه موضوع اصلی که تطبیق شخصیت شعیب با شخصیت مورد نظر نویسنده است و تیتر و مقدمه مقاله بر آن تاکید دارد، تا صفحات پایانی مقاله دیده نمی شود،  بلکه شروع مقاله و تا فصل پنجم آن تنها به شرایط جامعه ایرانی و نظام اسلامی در قبل از دکتر احمدی نژاد و سپس ویژگیهای شخصی و سیاسی ایشان و ظهور وی در عرصه سیاست و صفات عمومی یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازد که بیش از دو سوم مقاله را این سرفصلها اشغال نموده است و بطور مفصل به این موضوعات پرداخته شده است. در حقیقت مقدمه ای طولانی شامل بیش از دو سوم کل مقاله ، همراه با عکس و شواهد خبری در ستایش ویژگیها و صفات دکتر احمدی نژاد -که انصافا خوب هم بیان شده - برای اثبات روایتی چند خطی و شرح و تفصیل آن آمده است و اگر خوب دقت شود ، چنانچه تیتر دو قسمت اول مقاله را حذف نموده و تیتر " توصیف ویژگیهای دکتر و چگونگی ورود او به عرصه سیاسی " و " دستاوردهای شایان دکتر در طول 5 سال خدمت بی دریغ" را بگذارند اشکالی در مقاله ایجاد نمی نماید و خواننده هیچ اعتراضی به تیتر نخواهد داشت.

اشکال دیگر در خود تیتر می باشد" اثبات حقیقتی بزرگ. احمدی نژاد همان شعیب بن صالح... می باشد"

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که اگر شعیب بودن دکتر یک حقیقت بزرگ است ، چه نیازی به اثبات آن است؟ حقیقت بزرگ را همه با چشم می بینند و نیازی به اثبات ندارد .

مثل اینکه ساعت 12 ظهر بنده بروم در خیابان بگویم ایها الناس جمع شوید می خواهم حقیقتی بزرگ را برایتان اثبات کنم ! الان ساعت 12 ظهر و روز است!تصور کنید واکنش مردم به این ادعا چه خواهد بود؟ آیا روز را می توان اثبات کرد؟ روز حقیقتی بزرگ است که همه می تواند آن را ببینند و به آن علم و احاطه دارند و نیاز به اثبات ندارد.

لذا باید گفت شعیب بودن دکتر فرضیه ای است که باید اثبات شود اما ظاهرا نویسنده سعی کرده از همان ابتدا با توپ پر وارد میدان شود تا مبادا خواننده به او شک کند و مبادا نتواند این حقیقت بزرگ یا به عبارت بهتر فرضیه احتمالی را اثبات کند.

سپس به عکس کنار تیتر می رسیم که بطور متناقض با تیتر روی آن نوشته شده " راز دلبری" ! این واژه بیشتر انسان را به فضای رمانهای عاشقانه می برد تا یک مقاله تحقیقی و اثباتی و لذا تناقض دوم در این مسیر اشکار می شود . راز دلبری چه کسی؟ شعیب بن صالح؟ دکتر احمدی نژاد؟ دلبری از که و برای چه؟ البته هنوز بنده جواب این سوال را نیافتم. زیرا ارتباط شعیب را با راز و دلبری درک نکردم و اینکه اصولا شعیب که مردی نظامی است و در حال جنگ، چه نیازی به راز و دلبری دارد؟ مگر اینکه او را از خصلت نظامی بودن خالی نماییم که در طی این نقد بتدریج به آن خواهیم پرداخت.

 در بخشی از این مقاله آمده :

 در تبلیغات انتخاباتی دکتر در سال 88 در مصلای تهران ، مجری برنامه درمعرفی دکترگفت : احمدی نژاد ، مردی که قلبش با انرژی هسته ای کارمی کند . آیا این دلیل برشهرت ایشان به صفت مهربانی نیست ؟

البته بنده باز متوجه ربط انرژی هسته ای به صفت مهربانی و شهرت دکتر را به آن نشدم. آیا این اصطلاح جدید و رایج است؟

 ( بخش اول مقاله )

لینکهایی که در سایت از آن به عنوان سند بحث یاد شده:

در بررسی این لینک هیچ مطلب مرتبطی با شعیب و احمدی نژاد وجود نداشته و تنها به ذکر روایات در باب حیات و شهادت فاطمه زهرا ( س) اشاره شده که روای یکی از اینها شخصی بنام " شیخ شعیب" است!

در این لینک به صراحت قائل به توقیت شده و زمان ظهور را مشخص كرده   و از دسته سایتهایی است که احتمال زیاد توسط وهابی ها اداره می شود در این سایت ضمن تطبیق احمدی نژاد با شعیب بن صالح آمده :

يعني بين خروجه الى الساحة وبين ظهور الامام 72 شهر يعني 6 سنوات واحمدي نجاد استلم الحكم الشهر الثامن سنة 2005 والان فاز بالنتخابات فنهاية المدة راح يكون في الشهر الثامن سنة 2011 المصادف حينئذ شهر رمضان المبارك.

بین ظاهر شدن شعیب و امام 72 ماه است یعنی 6 سال و احمدی نژاد حکم خود را در سال 2005 گرفت  و با این حساب سال 2011 و ماه 8 مصادف با رمضان زمان ظهور است.

holy_prophet_and_ahlul_bayt_library/imam_al_mahdi/books/

almahdi_almawood_almontadar_2/8.html
در این لینک شما اصلا چیزی را مشاهده نمی کنید و این پیام ظاهر می شود و به نظر می رسد ربطی به موضوع نداشته باشد:

 Your search for holy_prophet_and_ahlul_bayt_library did not match with any Web results

 در این لینک هم هیچ مطلبی مرتبط با احمدی نژاد و ظهور و شعیب یافت نشد . 
در این لینک هم باز نظر شخصی یک نفر در مورد احمدی نژاد و محبوبیتش در مردم و صحبتهایش در باره نزدیکی ظهور می باشد و در حقیقت نوعی مطلب خبری است و گویای سندی محکم برای اثبات شعیب بودن دکتر نیست

 در این لینک به صراحت و اکید اشاره شده که شعیب بن صالح ایرانی نبوده و بلکه عرب است . و در ادامه احادیثی را که در آن به خراسانی و شعیب اشاره شده آورده و آنها را ضعیف السند خوانده و معتقد است پرچمهای سیاه خراسان منظور همان طالبان هستندو شعیب نیز یک عرب است زیرا بنی تمیم هنوز در قبایل عرب هستند و در ایران نسلی از آنها باقی نمانده. این لینک دقیقا ارتباط شعیب و خراسانی را با ایران نفی و کورانی را محکوم می کند. ( حال نمی دانم چطور به این لینکها به عنوان سند 150 صفحه ای برای اثبات شعیب بودن دکتر احمدی نژاد استناد شده)

در  این لینک هم متاسفانه  شیعیان را بدتر از یهود و دجال و پیروان او  را اصفهان  و حزب الله را حزب الشیطان خوانده و منشاء انتشار وباء  و انفلوانزاها را از امریکا می داند که نه یهود بلکه ایرانی های صفوی بر ان حکومت میکنند و مرگ پادشاه حجاز را دلیلی بر دست داشتن شیعیان و ایران در ترور او دانسته و بر حذر می دارد از این توطئه و خروج سفیانی از دمشق را بزرگترین دلیل برای دست داشتن سوریه در حوادث منطقه و مکر و حیله انان دانسته و در نهایت شیعه را دشمن اهل بیت خوانده است!

در بخش دوم مقاله که با نام بردن ویژگیهای عمومی منتظران آغاز شده  سعی شده این ویژگیها با دکتر احمدی نژاد تطبیق داده بشود و باز هم ارتباطی به شعیب بودن و صفات شعیب ندارد  وویژگیهای کلی است و جالب اینکه اشتباه جنجالی مشایی در دوستی با مردم اسرائیل را نیز اینجا به محبت شدید دکتر به همه مردم جهان نسبت میدهد و بطور ضمنی سخنان آقا را در خطای مشایی را رد می کند و آن را عدم درک انتقاد کنندگان یعنی همه بزرگان و مراجه و حتی امام خامنه ای می داند که صریحا در نماز جمعه سخنان مشایی را محکوم و آن را خطا و اشتباه خواند !
"آیا نمی توان گفت این محبت قلبی دکترو یارانش و اظهار آن ، از حد معمول بیشتراست و آنقدر زیاد است که گاهی از نظر سایر مردم درک نمی شود و نمی توانند عمق این نگاه محبتی را دریابند و همین کوته فکری ها سبب جنجال های رسانه ای وناشناخته ماندن ایشان می شود ؟ نمونه آن وقتی آقای مشایی گفت ما همه مردم جهان را دوست داریم حتی مردم اسرائیل را . ذکر همین مسئله ی" دوست داشتن مردم جهان و حتی مردم اسرائیل " تا ماهها تبدیل به جنجال رسانه ای و جنگ روانی برعلیه دکتر شده بود که چرا مشاور او جنایتکاران را هم دوست دارد؟ و آیا یادمان هست هرنوع توضیح دکتر دراین باره که این دوست داشتن نوعی نگاه عام و فراگیر به همه مردم جهان است و ذکر اسرائیل از باب اغراق بوده است ، اما این مسئله توسط بسیاری از مردم درک نمی شد و هنوز هم درک نشده و به بهانه ای برای تخریب اطرافیان دکتر تبدیل شد ؟"

 اما در نهایت می رسیم به بخش ویژگیهای خاص شعیب و انطباق آن با دکتر احمدی نژاد که در این بخش ویژگیهای شعیب بر اساس روایات استخراج شده و از مجموع روایات 12 ویژگی برای شعیب نام برده شده اما با زیرکی تمام ویژگی اصلی او که مردی نظامی و رده بالا و طراز اول  است از روایات و خصوصیات او بطور عمدی حذف کرده و ادعا می کند چنین ویژگیی در روایات وارد نشده ، در حالیکه این ویژگی بارزترین ویژگی یک فرمانده جنگی می باشد که در جنگ سرنوشت سازی در مقابل جبهه باطل و سفیانی قرار می گیرد و البته در همین قسمت دوم در چند جا وارد شده و نویسنده مقاله زیر آن را خط قرمز نکشیده و به آن نپرداخته است .

نویسنده برای اثبات ادعای خود یعنی غیر نظامی بودن شعیب رغم روایات می گوید:

 هيچ روايتي وجود ندارد كه اين موضوع را ذكر كرده باشد ، اما محققيني چون علامه كوراني و شادي فقيه شعيب را واجد اين صفت مي دانند ، شايد اين اعتقاد از آنجا نشات گرفته باشد كه شعيب فرماندهي لشگر سيدخراساني و امام زمان(عج) را به دست گرفته و پيروزيهاي درخشاني كسب خواهد نمود ، و البته صفات درخشاني چون اراده تزلزل ناپذير و روحيه قدرتمند شعيب در ايجاد اين تلقي موثر بوده است. در هر حال با وجود اعتقاد برخي محققين بر نظامي برجسته بودن اما هيچ سند روايتي (حتي ضعيف) در اين رابطه در دست نيست.

جالب این است که مبنای ادعای نویسنده بر شعیب بودن دکتر ، کتاب شادی فقیه است و کتاب اقای کورانی

نگاهی به سوابق تعیین فرماندهان نیروی زمینی و هوایی ودریایی در طول سی سال گذشته این را ثابت می کند که فرمانده کل قوا هرگز فردی غیر نظامی را در راس مجموعه ای نظامی و ان هم پس از سالهای جنگ قرار نداده اند و هم اکنون کلیه فرماندهان نظامی کشور در رده های بالا دارای سوابق مرتبط با شغل خود بوده چه شغلی چنین حساس و خصوصا در مقطعی حساس نظیر جنگ می طلبد تا فرمانده ای زبردست و خبره و کار آزموده در راس سپاه خراسانی باشد و نه فردی که تاکنون مسئولیتهای او اجرایی بوده و سالهاست که از ارتش و کارزار دور است و تجربه کافی و علوم و دانش روز را دارا نیست. حتی در روایت آقای کورانی آمده شعیب از جنگاوران ممتاز و بنام می باشد  در حقیقت این مهمترین و بارز ترین ویژگی یک فرمانده در زمان جنگ است که به راحتی در تطبیق مصداق ان با دکتر کنار زده شده است .

در نهایت نویسنده برای اینکه حالا لطفی کرده باشد و یک سابقه نظامی را هم برای شعیب به عنوان نمونه در نظر بگیرد به گفته شادی فقیه اشاره می کند که چون وی خدمت دکتر در دهه 60 را در سپاه جزو سوابق نظامی وی محسوب کرده پس همین کفایت می کند و حدس و گمان فیدل کاسترو را دلیلی بر نظامی بودن شعیب می داند و می گوید:

 هرچند احمدي نژاد بعنوان يك نيروي نظامي فعال در جبهه هاي حق عليه باطل حضور داشته است اما بعنوان فرد با سابقه نظامي درخشان مطرح نيست هرچند برخي مواضع صريح و موضع گيريهاي او باعث شده است افراد برجسته اي مانند كاسترو گمان كنند كه او سابقه نظامي گري درخشاني دارد.
البته شادي فقيه نويستند كتاب " احمدي نژاد و انقلاب جهاني پيش رو " حضور احمدي نژاد بعنوان پاسدار در دهه 60 را به عنوان همان پيشينه نظامي شعيب تلقي مي كند.

 از صفات دیگر شعیب  نیز بر دکتر منطبق نیست از جمله کوسج یا کوسه بودن که به هیچ وجه با تعاریف عربی این واژه سازگار نمی باشد. در زبان عربی کوسج کسی است که در دو طرف صورت او ریش نمی روید و کمی ریش در زیر چانه دارد. اما در بیشتر روایات این صفت را خفیف اللحیه یا با ریش کم پشت ذکر کرده اند و در نهایت عکسی از دکتر را در کنار عکس امام خمینی و امام خامنه ای و سید حسن نصر الله قرار داده اند و طبق یک قیاس بی نظیر! وی را کوسه خوانده اند. در حالیکه کوسج یا خفیف اللحیه به معنای کوتاه بودن ریش نیست و این مقایسه صحیح نیست . این در حالی است که همین الان هم دکتر برای اولین بار است که به کوسج بودن و کم ریش بودن توصیف می شود و انهم در این مقاله! و به چنین صفتی در بین مردم و سطح جامعه  معروف و مشهور نمی باشد .

 بعید نیست چنانچه در روایات او را "کثیر اللحیه " یا دارای ریش پر پشت خوانده بودند نویسنده حتما عکس دکتر را در کنار عکس "بان کی مون" یا "کیم جونگ ایل" قرار می داد تا معنای ریش انبوه و پر پشت را از آن استخراج کند !

 این در حالی است که در کتاب اقای کورانی صریحا در باره صفات شعیب قید شده که وی دارای این صفات است:

وأما شعيب بن صالح أو صالح بن شعيب ، فتذكر الروايات أوصافه ، وأنه شاب أسمر نحيل ، خفيف اللحية ، وأنه صاحب بصيرة ويقين ، وتصميم لايلين ، ورجل حرب من الطراز الأول ، لا ترد له راية ، ولو استقبلته الجبال لهدها واتخذ فيها طرقاً.. الخ. ومن المحتمل أن يكون اسمه رمزياً من أجل المحافظة عليه حتى يظهر أمر الله فيه ، وأن يكون اسمه واسم أبيه مشابهين لشعيب وصالح ، أو بمعناهما.

وتذكر بعض الروايات أنه من أهل سمرقند التي هي الآن تحت الاحتلال الروسي ، ولكن أكثر الروايات تذكر أنه من أهل الري ، وأن له علاقة ببني تميم ، أو من تميم محروم ، وهم فرع من بني تميم ، أو أنه مولى لبني تميم . وإذا صح ذلك ، فيمكن أن يكون أصله من جنوب إيران حيث توجد إلى الآن عشائر من بني تميم ، أو من بني تميم الذين استوطنوا من صدر الإسلام في محافظة خراسان ، وذاب أكثرهم في الشعب الإيراني ، وبقي منهم إلى اليوم بضعة قرى قرب مشهد يتكلمون العربية ، أو تكون له علاقة نسبية بهم .

 ویژگی دیگر شعیب که در روایات امده ، انتساب او به بنی تمیم است که در این انطباق با دکتر در نظر گرفته نشده و نویسنده به طور ماهرانه ای سعی در تحریف این ویژگی کرده و در جایی می گوید:

در كل ، اين قبيله اينك با هضم شدن در جامعه مسلمانان به صورت گمنام و ناشناخته مي باشد و شايد بتوان در حال حاضر آن را به كل جامعه مسلمانان و البته بيشتر به طبقه محروم و مستضعف كه در هر جامعه اي گمنام و ناشناخته اند اطلاق كرد ، نكته جالب و عجيبي كه وجود دارد اين است كه برخي روايات شعيب را از شاخه " محروم " قبيله بني تميم مي باشند كه به خوبي انتساب او را به قشر " محروم " و مستضعف جامعه نشان مي دهد.

نكته اي كه درست بودن برداشت فوق را تاييد مي كند اين است كه ذكر هر نشانه اي براي شخصيتهاي عصر ظهور و يا نشانه هاي ديگر ظهور ، بايد قابل پيگيري ، تشخيص و تطبيق باشد و وقتي كه در عصر ظهور قبيله بني تميم ، داراي شناسه و قابليت شناخت و پيگيري نيست ، يقيناً مفهوم اوليه اي كه از در اين روايات به ذهن مي رسد مورد نظر نيست. نكته ديگري كه به مي توان در نظر گرفت اين است كه ممكن است كه ذكر اين مسئله نيز مانند ذكر نام مستعار شعيب به صالح ، براي پيچيده تر كردن رمزگشايي از مصداق شعيب بن صالح بوده و به نوعي براي محافظت از جان شريف او ، وي را در حصار امن ابهام و عدم تشخيص قطعي قرار دهد زيرا روايات شريف پيش بيني مي كنند كه شعيب در مدت 6 سال قبل از ظهور در ايرانيان چه رسالت سخت و طاقت فرسايي بر عهده خواهد داشت كه بايد براي انجام اين رسالت در متن جامعه و در ميان مردم باشد و آشكار شدن سريع مصداق شعيب براي او خطرات جاني زيادي در پي خواهد داشت.

پس آنچه از بررسي و كنار هم قرار دادن مطالب گوناگون به دست مي آيد اين است كه به نظر مي رسد مراد از بني تميم ذكر شده در روايات ، در حال حاضر كل جامعه اسلامي و بخصوص قشر محروم و مستضعف و گمنام آن باشد.

نكته جالبي كه وجود دارد اين است كه در جايي كه شناخت قبيله بني تميم در عصر حاضر به دليل پراكنده شدن در جامعه اسلامي ممكن نيست ، روايات شريف ، حتي شاخه اي را كه شعيب بن صالح به آن منسوب است را نيز با نام شاخه " محروم " ، نيز بيان مي كند كه اين نشان مي دهد منظور روايات از قبيله بني تميم ، معناي ظاهري نمي باشد.( ذكر كلمه " محروم " توسط روايات بعنوان شاخه اي از بني تميم كه شعيب بدان تعلق دارد نيز جاي تامل بسيار دارد )

در مقام تطبيق درستي اين صفت شعيب بر احمدي نژاد مي بينيم كه به اذعان دوستان و دشمنان برخواستن احمدي نژاد از دل طبقه محروم و مستضعف جامعه حقيقتي آشكار و غيرقابل ترديد است ، صف بندي عجيب مردم در حمايت از احمدي نژاد در برابر اتحاد گروههاي مختلف و بعضا متضاد ، مرفهين بي درد ، چپ و راست و چهره هاي شاخص مدعي در سال 84 به خوبي نشان داد كه او مردي از جنس مردم مستضعف مي باشد همان مردم محرومي كه در شاخه " محروم" بني تميم مورد اشاره قرار گرفته است.

نكته ديگري كه در بحث انتساب شعيب بن صالح به بني تميم وجود دارد اين است كه به اعتقاد علامه كوراني از روايات برداشت مي شود كه ممكن است شعيب حتي از غلامان و نوكران بني تميم باشد! نكته جالبي كه وجود دارد اصرار احمدي نژاد بر مفهوم خادمي و نوكر مردم بودن است ، كه مكررا توسط احمدي نژاد در سخنراني هاي مختلفي بيان شده است.

 سوال اینجاست که اگر بنی تمیم در ایران الان وجود ندارد چرا معصوم در روایات متعدد روی این موضوع تکیه کرده است؟ ایا صرف اینکه نویسنده قبایل ایران را نمی شناسد و در اصل و نسب دکتر تحقیق نکرده است می تواند حکم بدهد که بنی تمیم الان وجود ندارد؟ در حالیکه در در ادامه همین روایت از اقای کورانی امده است که بنی تمیم عموما در جنوب ایران بوده و نیز پس از اسلام در خراسان زندگی می کردند و هم اکنون نیز چند قریه نزدیک مشهد وجود دارد  که از بنی تمیم است و به زبان عربی صحبت می کنند. به هر حال نویسنده ترجیح داده این قول را ندیده گرفته و تنها روایت دیگری که محل خروج او را از ری خوانده مورد تاکید قرار دهد . جالبتر انکه نویسنده روی روایت دیگری که شعیب را از قبیله بنی تمیم و شاخه محروم  خوانده شده تمرکز کرده و بدون در نظر گرفتن تمیمی بودن واژه محروم را گرفته و آن را به طبقه محروم بودن دکتر ارتباط داده است. حال سوال پیش می اید چنانچه قبیله بنی تمیم وجود ندارد چطور شاخه محروم ان مورد تاکید قرار گرفته و تفسیر می شود ؟ و شاخه محروم بنی تمیم به طبقه محروم معنی و تفسیر می گردد؟  ایا می توان گفت بنی تمیم وجود ندارد ولی محروم ان یعنی طبقه محروم و دکتر هم از طبقه محروم است و این یعنی همان که در روایت آمده ؟

اشکال دیگر فتح بیت المقدس به دست شعیب قبل از ظهور است که در روایات آمده و نویسنده آن را به جنگ نرم و قرار دادن اسرائیل در آستانه فروپاشی توسط دکتر نسبت داده در حالیکه بین واژه فتح و فروپاشی فرق بسیار بوده و مراد از فتح بیت المقدس در روایات فتح فیزیکی بیت المقدس و مسجد الاقصی است و نه فروپاشی رژیم صهیونیستی زیرا در روایات به حرکت لشگر به سوی بیت المقدس به صراحت اشاره شده .

احتمال فتح بيت المقدس توسط شعيب و يارانش قبل از ظهور مي تواند بر چند وجه باشد :

1- منظور روايات فروپاشيدن حكومت يهود مسلط بر آنجا با اتخاذ تدابير و سياستهاي خاص شعيب و سيد خراساني باشد كه اين امر امروزه به جنگ نرم معروف است ، به عبارتي ديگر شعيب ، از هنگام خروج خويش يعني 72 ماه در يك جنگ نرم فكري تمام عيار ، قبل از جنگ سخت ، دولت يهود را از درون متلاشي كرده و به زانو درمي آورد همان چيزي كه امروز دقيقاً احمدي نژاد با مواضع تهاجمي و بي نظير خويش با اسرائيل انجام داده و مي دهد و به اذعان خودشان آن را از داخل در آستانه فروپاشي قرار داده است.

 اما نکته دیگر اینکه علیرغم تقاضای استاد خادم الامام نویسنده مقالات شاه اردن از زاویه ای دیگر و تطبیق احتمالی وی با عبدالله دوم شاه اردن و تاکید او مبنی بر فرضی بودن این قضیه و عدم قطعیت آن، نویسنده مقاله صریحا عبدالله دوم را سفیانی خطاب کرده و با درج عکس و نام  سفیانی ، پاسخ دکتر را به ادعای هلال شیعی عبدالله دوم ، حمله شعیب به سفیانی در جنگی لفظی می خواند که این به معنای عدم توجه به درخواست نویسنده مقاله شاه اردن از زاویه ای دیگر می باشد. می توان این را نیز یکی از نقاط ضعف و خطاهای نویسنده دانست که شخصیتهای خیالی را همراه با شعیب و در حین اینکه هنوز به اخر مقاله نرسیده و چیزی را اثبات نکرده درگیر جنگ می کند.

 

حمله شعيب به سفياني در جنگي لفظي


دكتر احمدي نژاد در جريان سفري كه در زمستان 88 به علت تهديدهاي مكرر اسرائيل به اشغال سوريه به آن كشور داشت ، علاوه بر انعقاد پيمان دفاعي مشترك ، و دادن بشارتهاي بسيار مبني بر نزديك بودن نابودي اسرائيل ، جمله اي تهديد آميز نيز خطاب به طراح نظريه " هلال شيعي" يعني عبدالله سفياني داشت. احمدي ‌نژاد با اشاره به ادعاي تشکيل هلال مقاومت در منطقه گفت:

بايد به آن‌ها گفت که اين هلال مقاومت به قرص کامل تبديل شده است و چشم آن‌ها را کور خواهد کرد

لذا می بینیم نویسنده تا اینجا سه صفت کم ریش و کوسه بودن  و نسب تمیمی بودن و نظامی درجه یک و رده بالا را که از صفات مکرر شعیب در روایات است ، ندیده گرفته و یا با بهانه و چرخاندن و پیچاندن موضوع سعی رد بی اهمیت جلوه دادن این صفات داشته است .

شیر بی یال و دم و اشکم که دید    این چنین شیری خدا کی آفرید؟

 وی در نهایت برای جبران این سه صفت بارز شعیب که مکرر در روایات آمده سعی دارد تا سه صفت دیگر که در روایات نیست و تنها ساخته و پرداخته ذهن نویسنده و استدلال وی است به عنوان صفات شعیب معرفی کند . لذا می گوید:

 بدون شك تمركز بر يك صفت و چشم پوشي از صفات ديگر و عدم توجه به دلايل عقلي و واقعياتها در انطباق شخصيتهاي عصر ظهور كاملاً نادرست مي باشد تا جايي كه ممكن است به معرفي يكي از سران فتنه بعنوان مصداق اين شخصيت الهي در اواخر دهه 60 و كوران مبارزات رياست جمهوري سال 68 بينجامد. پس در انطباق شخصيتهاي عصر ظهور ، در قدم اول بايد تمام مشخصات را مد نظر قرار داده و حتي در صورت انطباق كامل تمام صفات، به بررسي دلايل عقلي و ديدن واقعيتهاي موجود نيز پرداخت.

 و هنگامی که این نتیجه گیری را کرد که شعیب باید صفات دیگری غیر از آنچه روایات گفته داشته باشد می گوید چون در ان زمان هرج و مرج زیاد است و شعیب باید عازم فتح قدس شود پس باید لشگری از چند کشور جمع آوری کند و لذا نیاز به محبوبیت دارد! و سپس به تفسیر محبوبیت دکتر و ربط ان به شعیب می پردازد.

 این در حالی است که طبق روایات شعیب یک فرمانده جنگی و جنگجوی طراز اول است که توسط سید خراسانی تعیین می شود و نیازی نیست که در بین عامه وتوده مردم محبوب باشد. بسیاری از ما حتی قبل از انتساب فرماندهان کل نیروهای سه گانه و حتی سپاه توسط امام خامنه ای اسم آنها را نشنیده و نمی شناسیم و هنگامی که این فرماندهان منسوب می شوند زیر دستان آنها باید از فرمانده اطاعت کنند و قانون نظامی نیز بر همین اصل استوار است و محبوب بودن و معروف بودن نزد عامه مردم و مردم کشورهای دیگر به هیچ روی از ویژگیهای تعیین فرمانده نظامی نمی باشد . اما نویسنده سعی کرده با درگیر کردن ذهن خواننده به این موضوع به او بقبولاند که شعیب باید حتما معروف و محبوب باشد تا بتواند بجنگد و سربازانش از او پیروی کنند و لذا تنها کسی که معروف و محبوب است دکتر است و کسی جز او نیست و لذا فقط او شعیب است!

اما سوال ظریف اینجاست که سید خراسانی برتر است یا شعیب؟

اگر سید خراسانی برتر است پس همه مردم و سربازان و بایست از سید خراسانی متابعت کنند و لذا وقتی سید خراسانی فرمانده سپاه را تعیین می کند شعیب محبوبیت و مقبولیت خود را از تایید سید خراسانی که ولی فقیه و فرمانده کل قوا است می گیرد و نه از توده مردم و محبوبیت و معروفیت خود نزد مردم! چه اگر قائل به اهمیت  محبوبیت شعیب و مقبولیت عامه باشیم پس تایید سید خراسانی لزومی ندارد و در اینجا این شبهه پیش می اید که باید شعیب محبوبتر و برتر از سید خراسانی باشد تا مردم او را به رسمیت بشناسند زیرا مردم حرف سید خراسانی را قبول ندارند و تنها بنا بر رای و عقیده خود باید از شعیب پیروی کنند!

 اما درنهایت نویسنده با همه این ضعفها و کاستی ها در تطبیق شعیب با دکتر ، ادعا می کند که ثابت کرده تمامی صفات 12 گانه بر دکر منطبق است و این اثبات به پایان می رسد و دوباره برای محکم کاری بیشتر  با پیش کشیدن خصوصیات فردی و سیاسی دکتر سعی در القای نظرات خود به خواننده دارد .صفاتی که در روایات در باره شعیب مطرح نشده و تنها خاص دکتر احمدی نژاد و ویژه اوست .

در حقیقت نویسنده ابتدا دکتر را بطور قطعی شعیب قلمداد کرده و صفات دکتر را استخراج کرده و آنها را به شعیب نسبت می دهد و دوباره همان صفات را به عنوان صفات شعیب فرض کرده و دوباره با دکتر انطباق می دهد و اینقدر این ویژگیها را با مهارت تکرار می کند که در نهایت خواننده قانع شود شعیب همان دکتر است و جز او نیست.

آیا نویسنده در رسیدن به هدف خود یعنی قبولاندن و اثبات شعیب بودن دکتر موفق شده؟

به عقیده اینجانب و بسیاری از دوستان، نویسنده هیچ موفقیتی در این خصوص کسب نکرده و سیل اعتراضات رسانه ای و نیز خوانندگان در کامنتهای مربوطه نشان می دهد که این انطباق به دور از ذهن بوده و بسیاری از خوانندگان در همان برخورد اول با تیتر مقاله واکنش منفی به آن نشان داده و حتی حاضر نشده اند یک بار مقاله را تا آخر بخوانند چه در این مدت حتی شاهد یک نقد مفصل و حسابی از این مقاله و بررسی ادعاهای نویسنده آن نبوده ایم. حتی تمامی دفاعیات نویسنده در جمله " ما در 150 صفحه اثبات کردیم که شعیب بن صالح همان احمدی نژاد است " خلاصه شده ،  بگذریم که حداقل یک سوم یا یک چهارم این 150 صفحه تصاویر دکتر و سایر تصاویر بوده است  و هیچ دفاع مستدلی جز آنچه در مقاله است در پاسخ به کامنتها و اعتراضات دیده نمی شود و کلا جو سایت پس از انتشار این مقالات و بخاطر مسائل حاشیه ای مربوط به زیر دستان دکتر به تشنج کشیده شد.

سوال دیگر اینکه آیا ما چقدر نیاز داریم تا شخصیت شعیب را بشناسیم و بطور کلی شناخت شعیب چه کمکی در درک موضوع ظهور به ما می کند؟

از نظر نگارنده این سطور شناخت شعیب و تطبیق او نمی تواند کمک شایانی به موضوع ظهور داشته باشد . زیرا شعیب فرماندهی نظامی است که به هر حال توسط سید خراسانی تعیین می شود و همه موظف به اجرای اوامر او هستند .زمانی که ما ولی امر خود را بشناسیم و بدانیم که باید از او اطاعت کنیم و عملا هم از او اطاعت کنیم حال چه فرقی دارد که این شعیب چه کسی باشد؟ آیا می توان بالاتر از دستور سید خراسانی هم حرفی زد ؟ لذا مهم شناخت ولی فقیه و ولی امر و اطاعت از دستورات ولی امر است که در آن  نباید دچار خطا و اشتباه شویم حال اگر شعیب دکتر باشد و یا شخص دیگر تاثیری ندارد. در نهایت تصمیم بر انتخاب شعیب با سید خراسانی است و نه عامه مردم که لازم باشد او را بشناسند و از او متابعت کنند. آیا تا کنون در این بیست سال دیده شده عامه مردم با انتخاب فرماندهان قوات مسلح به هر دلیلی مخالفت کنند و خواهان تغییر آنها شوند؟ پاسخ منفی است زیرا باز هم این موضوع به دستور ولی امر و ولی فقیه و فرمانده کل قوا باز می گردد و عامه مردم در تعیین فرمانده لشگر نقش ندارند.

آیا نویسنده بطور دقیق و کامل توانسته صفات شعیب را بر دکتر انطباق دهد ؟

پاسخ منفی است صفاتی چون نظامی جنگجو و طراز اول و خفیف اللحیه بودن و تمیمی بودن بر دکتر اثبات نشده است .و تنها صفات ظاهری گندم گون و لاغر و متوسط القامه و قوام بر او منطبق است و صفات شجاعت و با عزم و اراده بودن  بر اساس روایات  نیز بر او تطبیق دارد .

اگر دکتر شعیب نباشد آیا از مقام و مرتبه او و ارزش و خوبیهای او کسر می شود؟

پاسخ منفی است . بسیاری از یاران و نزدیکان و سربازان آقا امام  عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند که در روایات با نام و مشخصات از انها اسم برده نشده و در هنگام ظهور وزیر و از مقربان خواهند بود. به نظر می رسد اصرار نویسنده بر این که دکتر همان شعیب است ناشی از این خطا است که اگر وی را شعیب ندانیم هیچ پست و منصب دیگری برای او قابل تصور نیست در حکومت عدل امام و خدای ناکرده وی از این دایره خارج می ماند . در حالیکه شخصیتهای بسیاری از ایرانیان در زمان ظهور و پس از آن در کنار آقا سر منشاء امور خیر بوده و اداره حکومت را در دست خواهند داشت . حال از نویسنده می پرسیم با توجه به اینکه چند صفت بارز شعیب بر دکتر مطابقت ندارد ، چه اشکالی دارد دکتر از 313 نفر یاران آقا باشد و شعیب نباشد ؟ آیا هیچ مرتبه دیگری در لشگر آقا و سایر قسمتها وجود ندارد وهمه رزرو شده و تنها همین شعیب مانده که به زور باید دکتر را با آن تطبیق بدهیم؟و اصولا چه اصراری بر این تطبیق است؟

به نظرمی رسد این اصرار نویسنده تنها جنبه سیاسی دارد و حب شخصی دکتر دارد و لذا بر اساس روایات می توان گفت همه صفات شعیب بر دکتر منطبق نیست.

آیا غیر از دکتر شخص دیگری وجود ندارد که این صفات بر او منطبق باشد؟

 پاسخ را به عقل و هوش خوانند گان واگذار میکنم . آیا ما همه ایران و همه ارتش و سپاه را جستجو کرده ایم و مطمئن شده ایم که شخصی دیگر با مشخصات کامل شعیب وجود ندارد و دکتر تنها و آخرین نامزد این منصب است؟ شاید تصور نویسنده این است که دکتر تنها شخصیت موجود است و اگر او نباشد تا صد سال دیگر چنین شخصی و چنین انطباقی ممکن نیست! حتی اگر چنین فرضی درست باشد ، چنین قضاوتی در باره باری تعالی نشانه ضعف ایمان است چه خداوندی که می تواند یک شبه امر ظهور را به اراده خویش محقق گرداند ، بوجود آوردن شخصی با مشخصات کامل شعیب ( و نه دکتر) برای او کاری ندارد. خدایی که قدرت همه آسمانها و زمین در دست اوست ناتوان از آوردن هزاران شخصیت در یک زمان که دارای صفات شعیب باشند برایش بسی ساده است. لذا نباید به این تفکر موجب ضعف ایمان ما گردد و تصور کنیم جمع همه علائم و اشراط ظهور در یک زمان کوتاه برای خداوند غیر ممکن است.

آنچه بیشتر نویسنده بر روی ان تکیه می کند ظهور شعیب 72 ماه قبل از ظهور آقا امام عصر است که این امر نیز به نوعی توقیت را تداعی می کند و باطل است و حتی خود نویسنده برای فرار از این امر تاریخ مشخصی را برای خروج شعیب تعیین نکرده و ان را بین 84 و 88 و ... شناور کرده است که با در نظر گرفتن هر یک از این تاریخها باز به زمان معین و تاریخ معین برای ظهور باید اقرار کرد که مخالف عقاید شیعه بوده و باید از ذکر آن پرهیز گردد.

نکته دیگر اینکه در سراسر این مقالات سه گانه 150 صفحه ای حتی یک بار هم عبارت "ان شاء الله" در کنار اسم دکتر و اشاره به شعیب بودن او دیده نمی شود و متاسفانه این از بزرگترین مشکلات اعتقادی نویسنده است که اراده و علم خود را مبنی بر تشخیص و اثبات شعیب بودن دکتر مساوی و بالاتر از اراده خدا دانسته و از اوردن عبارت ان شاء الله و در معنای اگر خداوند بخواهد خودداری کرده است. در حالیکه در قرآن امر صریح به پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم در سوره مبارکه کهف وجود دارد که می فرماید: ولا تقولن لشیء انی فاعل ذلک غدا ﴿23﴾ الا ان یشاء الله واذکر ربک اذا نسیت وقل عسی ان یهدین ربی لاقرب من هذا رشدا ﴿24﴾

اما در نهایت آیا اعتبار دکتر احمدی نژاد به شعیب بودن و سردار سپاه سید خراسانی بودن اوست؟

برای خود بنده و بسیاری از دوستداران دکتر که این مقالات را خوانده و این نقد را می بینند ارزش و اعتبار دکتر به شعیب بودنش نیست . به جرات می گویم دکتر احمدی نژاد را دوست دارم بخاطر اینکه مورد تایید امام خامنه ای است ، ساده و ساده زیست است، مهربان و مردمی است ، مقاوم و با عزم راسخ و اراده آهنین است ، دکتر را دوست دارم چون پشت دشمنان را به لرزه درآورده ، اسرائیل را به ذلت کشانده، با مفاسد مبارزه می کند، در راه اجرای عدالت قدم بر می دارد، دکتر را دوست دارم زیرا در زمان او و با مدیریت او به پیشرفتهای علمی و نظامی و تکنولوژی بسیاری رسیدیم .

او را دوست دارم چون از جنس مردم است و به زبان مردم سخن می گوید هر چند بسیاری بر این سادگی سخن او ایراد می گیرند. دکتر را دوست دارم چون خستگی ناپذیر و پر کار و پر تلاش است و برای مردم خود زحمت می کشد و با مردم متواضعانه برخورد می کند . در یک کلام دکتر را دوست دارم بخاطر همه خوبی هایش نه بخاطر اینکه شاید شعیب باشد . چه ممکن است او شعیب نباشد و یا در روزی که او به عنوان شعیب در رکاب آقا باشد من زنده نباشم . پس او را بخاطر همه خوبی هایش هم اکنون دوست دارم و به او احترام می گذارم حتی اگر شعیب نباشد.

 

waiting.ir بیست و پنجم مرداد 1389 تماس با ما  
 ليست آخرين خبرهاي مهم
 
سایت موذن حرم در جشنواره امام رضا
 
 
سرخط آخرین اخبار
  >
 


 

هیات مجازی محبان البقیع

غدیر خم

نسل جدید منتظر

بیرقهای سیاه خراسان

اربعین

پایگاه ثقلین

بازسازی بقیع

دانشگاه انتظار

موسسه موعود

وعده صادق

 

لوگوي دوستان

 

 

 
 
 

All Right Reserved By holyshrine.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University