تبليغاتX
تبليغاتX
KHORASANI

نوشته های پیشین

فروردین 1388
مرداد 1387
فروردین 1387
فروردین 1382

: درباره وبلاگ :

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

اولاً تشكر ميكنم از همه‏ى برادران و خواهران عزيز كه اين راه طولانى را طى كرديد و به اين حسينيه تشريف آورديد و اين محفل سراپا صميميت و صفا را تشكيل داديد. خيلى خوش‏آمديد! قارداش لار... باجيلار، خوش گلميسيز! (برادران و خواهران! خوش‏آمديد.)

خاطره‏ى مجاهدت آزادمنشانه‏ى هشيارانه‏ى مردم آذربايجان از حافظه‏ى ملت ايران پاك نخواهد شد. بيست و نه بهمن سال 1356 يكى از اين خاطره‏هاست. شما در شناسنامه‏ى تاريخى خودتان چه در دوران تاريخ گذشته، چه در دوران بعد از انقلاب، چه در دوران جنگ تحميلى و چه تا امروز از اينگونه حوادث بسيار داشته‏ايد. البته تاريخِ سرتاپا افتخار مردم عزيز آذربايجان در يك نقاطى اوج ميگيرد كه يكى از اين نقاط همين بيست و نه بهمن است.

اگر براى جوانهاى عزيزى كه آن روز را نديدند، بخواهيم در دو جمله مسئله را تصوير كنيم، مسئله اين است كه يك حركتى در مواجهه‏ى با رژيم غدار، از يك نقطه‏اى، يعنى از حوزه‏ى علميه‏ى قم و مردم قم سربلند كرد، رژيم بيباك و غدار و متكى به آمريكا بشدت آن را سركوب كرد، نفسها در سينه‏ها حبس شد. همه خيال كردند قضيه تمام شد. آن نقطه‏اى كه نگذاشت اين قضيه به اينجا ختم شود و يك حادثه را تبديل به يك جريان و يك فرايند كرد، عبارت بود از تبريز و آذربايجان. يعنى مردم غيور و شجاع و باهوش تبريز، يك حادثه را تبديل كردند به يك جريان؛ نگذاشتند اين حادثه در قم دفن شود. اگر بخواهيم تشبيه كنيم به حوادث صدر اسلام، مثل كار جناب زين‏العابدين و زينب‏كبرى در حفظ حادثه‏ى عاشورا و نگذاشتن و مانع شدن از اينكه اين حادثه در صحراى كربلا دفن شود و فراموش شود. شما اين را يك پرچمى كرديد و با قدرت اين را در دست نگه داشتيد و اين پرچم شد شاخص. اين، اهميت حادثه را نشان ميدهد.

اگر بخواهيم اين حادثه را برگردانيم بر روى روحيات مردم و خصوصيات مردم آذربايجان، نتيجه اين ميشود كه اين مردم هم شور و هيجان دارند، هم شعور و هوشيارى سطح بالا دارند؛ ميدانند چه كارى اهميت دارد و كى‏ اهميت دارد؛ هم شجاعت و غيرت كافى دارند كه اين كار را ولو بسيار خطر داشته باشد، انجام بدهند؛ مردمى هستند بيدار، بيدار؛ بيدارى كه شما شعارش را ميدهيد.(2) بنده با همه‏ى وجود اين شعار را قبول دارم، از سالها قبل هم گفته‏ام. من در مقابل شعار شما به عنوان تصديق اين حرفها عرض ميكنم: آذربايجان اوياخسان، انقلابا داياخسان.

همه‏ى قضيه هم در همين بيدارى و هشيارى و درك بالا و موقعيت‏سنجى و اقدام بجا و شجاعانه خلاصه ميشود. اگر فرض كنيد يك ملتى كه در طول قرنهاى متوالى بر اثر فساد دستگاههاى حاكم، بر اثر استبدادهاى گوناگون دچار غفلت شده است، دچار عقب‏ماندگى شده است، از قافله‏ى علم و تمدن و همه چيز عقب افتاده است، بعد هم استعمار وارد شده است با شيوه‏ها و روشهاى بسيار پيچيده و مرموز، اينها را در آن حالت نگهداشته، منابع حياتى آنها، ارزشهاى تاريخى و فرهنگى آنها را نابود كرده است و زمام اين ملت و اين كشور را در دست گرفته است، بخواهد ورق را برگرداند، به چه احتياج دارد؟ ميشود رفت پيش استعمارگر ظالم و غدار و از او خواهش كرد: آقا شما بيائيد از استعمار دست برداريد، از منافع خودتان صرفنظر كنيد؟ ميشود اين كار را كرد؟ فايده‏اى دارد؟ اگر نه، بگوئيم التماس نميكنيم، مذاكره ميكنيم، با مذاكره حل ميشود؟ ميشود طعمه را از دهان گرگ با مذاكره، با حرف حساب، درخواست گرفت، ميشود اين كار را كرد؟

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: پيوندها :

<-LinkTitle->
:: سرباز امام زمان ::

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman